بارون که بارید،
من یهو نگران ناودونِ خونه قدیمیمون شدم
که خیلی سال پیشا فروخته بودیمش.
روی کاغذ دیگه مال ما نبود،
ولی من نگرانش بودم،
دلتنگش بودم
چرا یه تیکه کاغذ باید مانع این بشه
که من دیگه نگرانش نباشم؟
#بابک_زمانی
چرا بارون که میاد دلتنگیا بیشتر میشه مگه بارون رحمت خدا نیست..🍁
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۴ ساعت 8:37 توسط هیچکس
|
🌾 خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم