شب‌ها به همه‌چیز فکر می‌کنم، زیاد فکر می‌کنم. شب‌ها برای همه‌چیز غمگینم، زیاد غمگینم... می‌دانم باید یک‌چیزی تغییر کند، نمی‌دانم چه‌چیزی، اما می‌دانم باید تغییر کند و می‌دانم باید مسیرم را عوض کنم و می‌دانم باید اوضاع، جور دیگری باشد... صبح‌ها بلند می‌شوم، با تمام توانم می‌ایستم و به‌خاطر نمی‌آورم قرار بوده چیزی تغییر کند، ولی می‌دانم که ناگزیرم به ادامه دادن و روزمرگی کردن و عادی بودن و می‌دانم که باید خیلی جلوی خودم را بگیرم تا گریه‌ام نگیرد...

#نرگس_صرافیان_طوفان