چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشمهایش بیرون زد. گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است.
#فریبا_وفی
+ نوشته شده در جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 13:53 توسط هیچکس
|
چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشمهایش بیرون زد. گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است.
#فریبا_وفی
🌾 خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم