دوست دارم جای دیگری بروم،

جایی که آسمانش رنگ دیگری باشد.

می‌خواهم با خورشید رفیق باشم، دستان ستاره‌ها را بگیرم، و با آن‌ها تا آسمان آبی خیالم پرواز کنم.

می‌خواهم از شاخه‌های درختان طنابی ببندم، و تا قله‌ها‌ی رهایی تاب بخورم.

دوست دارم جای دیگری بروم، جایی که از آسمانش آرامش ببارد، و خورشیدش عشق بتابد.

جایی که بدون هراس بتوان انتخاب کرد، بدون ترس عاشق بود، و بدون نیاز مهر ورزید.
من خسته‌ ام از این حوالی...
دوست دارم جای دیگری بروم،ودر روزگار دیگری باشم...

.

🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁