یاد تو
هرکجای زمانه که بر سرم اندوه بارید و خودم را عمیقا تنها و بیپناه احساس کردم، هرکجای زمانه که نیاز مبرمی داشتم به دوست داشته شدن و دلم میخواست برای آغوش و لبخندهای در راه ماندهی کسی غرق اشتیاق شوم، هرکجای زمانه که صحبت از عشق بود و دوست داشتنهای اصیل، تنها "یاد تو" بود که مرا آرام میکرد!
انگار کودک لجوج و سرکشی در من هست که هیچ چیز را نمیبیند و هیچ رنجی را احساس نمیکند و زیر بار هیچ درایت و منطقی نمیرود، فقط میخواهد تو دوستش داشتهباشی...
#نرگس_صرافیان_طوفان
🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 7:0 توسط هیچکس
|
🌾 خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم